سید سعید زاهد زاهدانی

کرونا و سبک زندگی

دکتر سید سعید زاهد، استاد دانشگاه شیراز به بهانه فراگیری بیماری کرونا به ارائه مطالبی در رابطه با «سبک زندگی» پرداخت.

زاهد که در گروه پژوهشکده تحول و ارتقاء علوم انسانی و اجتماعی در سروش (اینجا) مباحث خود را مطرح می کرد، در اینباره گفت:

۱- به نظر می رسد که امروز در دینداری با دو نوع از آن مواجهیم: دین داری سنتی و دین داری انقلابی.
در دین داری سنتی که قبل از انقلاب گفتمان اصلی را تشکیل می داد، دین امری فردی است و در آداب و رسومی خلاصه می شود مانند نماز، روزه، حجاب، و دیگر رفتار ها و مناسک فردی که بدون مداخله در امور اجتماعی، فرد می تواند اختیار کند و بر آن اساس سبک زندگی فردی خود را تنظیم نماید. همین شخص اگر توانست کنترل دینی بر ازدواج و تربیت فرزندان خود را هم داشته باشد، می تواند از سبک زندگی خانوادگی دینی هم برخوردار باشد.
امروزه، یک برداشت از سبک زندگی دینی همین است و در مطالعات جامعه شناسی دین هم به کار رفته و نتایج این مطالعات، نوعاً، گزارش می کنند که سطح دین داری معنوی بعد از انقلاب بالا رفته اما سطح دین داری مناسکی افت داشته است.

اما در دین داری انقلابی که به گفتمان نسبتا غالب بعد از انقلاب از دین تبدیل شد، آن اسلامی مطرح است که امامین انقلاب معرفی می کنند. این اسلام اجتماعی است و بیشتر از توجه به رفتار های فردی به رفتار های اجتماعی توجه دارد. این نوع از گفتمان دینی بعد از انقلاب شکل گرفت و در دهه ی ۶۰، به خصوص در دوران جنگ، در فرهنگ سازی، به اوج خود رسید. آنچه از این نوع از اسلام برای ما، بعد از دهه ی ۶۰ باقی ماند تربیت افرادی مانند حاج قاسم سلیمانی، فرهنگ جهادی و سبک زندگی مبتنی بر ایثار و جهاد است که اگر امروز در جامعه ی ما آبروئی از اسلام باقی مانده است به یمن همین نظر دینداری و افراد متعبد و متعهد به آن است. به عبارت دیگر کسانی که در قالب امت و امامت سبک زندگی خود را تعریف کردند و در همان قالب زیستند و یا به شهادت رسیدند؛ فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر.
به نظر می رسد وقتی مردم انقلابی سخن از سبک زندگی دینی به میان می آورند و می خواهند آن سبک ساری و جاری در جامعه باشد، همین سبک زندگی اسلام انقلابی است. این را تشییع سردار سرافراز قاسم سلیمانی می گوید و طعنه هائی که گه گاه شنیده می شود نسبت به محتکرانی که در صف اول نماز جماعت هستند و یا دولت مردانی که فکر و ذکرشان انحلال در نظم نوین جهانی است و رشوه گیران و غیره.

۲- بعد از دهه ی اول انقلاب، در زمان بازسازی جنگ تحمیلی، برنامه ریزی بر اساس الگوی اسلامی-ایرانی، به علت در دسترس نبودن علوم انسانی اسلامی، صورت نگرفت و برنامه ریزان دولتی، متوسل به همان الگو های موجودِ طراحی شده توسط مشاورانِ آمریکائیِ قبل از انقلاب شدند. خوب، از کوزه همان برون طراود که در اوست. الگوی لیبرال سرمایه داری وابسته، آثار خود را بروز داد و سبک زندگی عده زیادی از مردم همان شد که آن الگو سفارش می داد. ریتزر از این سبک زندگی با عنوان مک دونالدیزم نام می برد. البته مک دونالدیزمی که مجبور بود از فرهنگ دیرپای ایرانی بگذرد تا فراگیر شود.
نگاهی به گذشته، وضعیت این بازسازی تمدن مدرن در ایران را روشن تر می کند.

مدرنیزم بعد از انقلاب مشروطه، رسماً وارد ایران شد اما تبدیل به سبک زندگی نشد. در دوران رضا شاه و بعد از او محمد رضا شاه، تلاش شد به زور این سبک زندگی در ایران رایج شود. ماجرای کشف حجاب، یکی از نمونه های اعمالِ برگی از سبک زندگی مدرن در ایران است. نهضت مسجد گوهر شاد و نهضت ۱۵ خرداد هم از جمله اعتراض های بر علیه همین تحمیل سبک زندگی تمدن مدرن بود. اما آیا هیچ از خود پرسیده اید که چرا با این همه، این مدرنیزم در ایران قبل از انقلاب شبه مدرنیزم شد؟ و بعد از انقلاب هم به صورت وصله ی ناجوری در زندگی ما ارزیابی می شود؟
آیا هوش ایرانی کم است؟ قدرت تطابق ایرانیان در فرهنگ پذیری ایراد دارد؟ ایرانیان اصولا عقب افتاده هستند و نمی توانند توسعه را بپذیرند؟ و یا علت دیگری در کار است؟ چرا وقتی ایران را با ترکیه مقایسه می کنیم آنان را مدرن تر ارزیابی می کنیم؟ چه چیز مانع از جا افتادن تمدن مدرن در ایران شد و آن را به صورت یک فرهنگ عاریتی در آورد و حتی در سال ۱۳۵۷، مردم ایران با برپائی انقلاب اسلامی زیر همه چیز زدند؟

 

آیا نمی توان مکتب شیعه و عنصر ظلم ستیزی در مقابل فرهنگ استکباری که ابتدا تحقیر می کند و بعد برگرده ملت ها سوار می شود را علت این مقاومت به حساب آورد؟
ارزیابی حامد آلگار در کتاب تاریخ کمبریج ایران همین است.
بنابراین اگر امروز اغلب، از گسترش مظاهر غرب در ایران دلخوریم و گله از این و آن داریم، به این عنصر آزادگی در ملت ایران باز می گردد که حاصل پیروی از اهل بیت علیهم السلام و به خصوص اشک هائی است که بر مصیبت کربلا ریخته شده است.
اما باید گفت که همچنان فرهنگ دوران دفاع مقدس تحت فرماندهی امام خود، پایدار مانده و آن چه از پیشرفت و افتخار نصیب ملت ایران شده از ناحیه ی همین فرهنگ انقلابی با مدیریت جهادی بوده است.
پیشرفت های علمی و نظامی، صنعت هسته ای، تکنولوژی های نوین، دانش بنیان ها، …. و بالاخره بیرون راندن داعش از منطقه، همه و همه به یمن اسلام انقلابی و به برکت وجود کسانی است که سبک زندگی انقلابی را برای خود برگزیده اند.
اینک با پدیده ی دیگری به اسم ویروس کوئید ۱۹ موسوم به کرونا مواجهیم و قرنطینه های خانگی. از این فرصت چه بهره ای می توان گرفت؟

۳- بیماری کوید ۱۹ یک درد مشترک جهانی ایجاد کرده است. همه ملت ها در مقابل آن یکسان قرار گرفته اند و کشته می دهند. پیشتازی کشورهای صادر کننده ی تمدن مدرن در کشته دهی، بت تمدن مدرن و تکنولوژی غرب را که مدعی داشتن پاسخ برای همه نیاز های انسانی بود، شکسته است.
امروز مدعیان تمدن انسانی، از دیگران در انسانیت عقب افتاده تر و درمانده ترند. این فرصتی است برای بازبینی روند غربی شدن، یا به عبارت دیگر پذیرش و اجتماعی شدن به سبک زندگی غربی که در کشورهای موسوم به در حال رشد، تحت عنوان توسعه و در اصل، برای تبدیل شدنشان به کشورهای جهان سوم یا پیرامونی که در واقع زباله دانی کشورهای جهان اول و دوم هستند، می باشد.

مشکل اصلی تمدن مدرن کنار گذاشتن واقعیت غیب در محاسبات اجتماعی خود است. این امر موجب تخریب محیط زیست و دیگر مشکلاتی شده که در آخرین نظریه ی خود، موسوم به توسعه ی پایدار در تلاش اند تا بر آن ها فائق آید.
اما رفتارهای آمریکا در سال های اخیر به خوبی نشان داد که توسل به شعار صلح همه جانبه و ثبات و توسعه ی اجتماعی و اقتصادی و حفظ محیط زیست، امیدی پوشالی است. رعایت نکردن پروتوکول های محیط زیستی توسط آمریکائی که خود مخرب اصلی محیط زیست است، کشتار مسلمانان در منطقه ی غرب آسیا، استفاده از سلاح تحریم در کشورهائی که استقلال خود را می طلبند، و دیگر اعمال غیر انسانی آن ها، نشان داده است که اهداف توسعه ی پایدار شعاری توخالی است. علاوه بر آن، بحران کرونا نشان داد که آن توسعه ای که ما را با آن می فریبند، در کشورهای جهان اول و دوم هم نجات بخش همه نبوده است. غارت فروشگاه های مواد غذائی و بهداشتی، تبعیض های نژادی، سنی و … ، کمبودهای درمانی و بهداشتی، همچنین دزدی محموله های بهداشتی از یکدیگر، نشان داد که تا معنویت و توجه به واقعیت غیب، در سبک زندگی اجتماعی ملت ها وارد نشود، همه ی آنچه در مورد رشد و پیشرفت و انسانیت می گویند سراب است.

بنابراین در این شرایط جدید جهانی ملت ایران با باز کردن دست و پای خود از سیاست های غلط توسعه، با توجه جدی به برنامه پیشرفت اسلامی-ایرانی می تواند پیشتاز رهائی مردم جهان از ماده گرائی گردد.

خانه نشینی ها فرصت خوبی برای توسعه ی دولت الکترونیک و رهائی از ساختارهای فرسوده ی اداری که در کنه خود فساد زاست می باشد.
باز سازی مناسبات زن و شوهر و فرزندان در خانواده های موسوم به هسته ای، با برنامه ریزی های درست، با استفاده از فرصت در کنار هم بودن ها که آمار و اطلاعات وزارت کشور هم نوید های امید بخشی در مورد آن می دهد. رهائی از دست و یا محدود کردن مشاغلی که در همان سبک زندگی مکدونالدیزم به جامعه تحمیل شده و موجب انواع بیماری ها شده است. (فست فودها و …). تثبیت نوع تغذیه مقاوم ساز بدن که در این دوران توصیه شده است، به عنوان سبک تغذیه سالم بعد از فروکش کردن محدودیت های موجود. استحکام بخشی به بعد معنوی دین، که طبق تحقیقات موجود سخن از استحکامش می رود، با استفاده از شرایط ناامیدی از سبک زندگی غربی و گرایش به معنویت در این دوران. وارد کردن مناسک اجتماعی دینی در زمره ی مناسک فردی گذشته و به حساب آوردن همیاری های اجتماعی، ایثار و از خود گذشتگی های اجتماعی گسترده ای که در حوادث مختلف مشاهده می شود و پذیرفتن آن ها، حتی از جانب کسانی که برای مثال ظواهر فردی را مراعات نمی کنند. استفاده از این فرصت برای تحکیم همبستگی ملی. ببینیم چه کسانی با چه وضعیت و رفتار فردی، در مراسم تشییع حاج قاسم عزیز شرکت کردند و اشک ریختند. این ها همه تحت تاثیر اسلام انقلابیند که ما در حرفه ی علوم اجتماعی متاسفانه نتوانسته ایم الگو های مناسب اجتماعیِ اسلامی در اختیارشان بگذاریم و لا محاله مبتلا به تقلید از سبک ها و فرم های غربی شده اند.
به ویژه به دو اصل، به همان نحوی که رهبری در روز ۱۵ شعبان، همه را به آن سفارش کردند متوسل شویم و برای آنها در سبک زندگی پساکرونا برنامه ریزی جدی کنیم: تعمیم انتظار فرج در همه ی امور فردی و اجتماعی و حاکم کردم مواسات بر همه ی فعالیت های اقتصادی. ان شاالله.