فلسفه اقتصاد اسلامی از منظر آیت الله مصباح یزدی

به گزارش خبرنگار پژوهشکده تحول و ارتقاء علوم انسانی و اجتماعی، متن زیر بخشی از کتاب به پیشواز خورشید غرب: گزارش سفر آیت الله مصباح یزدی به اسپانیا و آمریکای لاتین است که به همت اتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) منتشر شده است. سخنرانی زیر ۱۲ شهریورماه ۱۳۷۶ در دانشگاه آنتونیو نرینو ایراد شده است:

خداوند را شکر می‌کنم که موفق شدم در پایان این سفر و در لحظاتی که عازم فرودگاه هستم در جمع شما دانشجویان عزیز حضور پیدا کنم.

موضوعی که برای بحث این جلسه تعیین‌شده فلسفه اقتصاد اسلامی است. هر نظام اقتصادی مبتنی بر فلسفه خاصی است که اهداف آن نظام و کیفیت رسیدن به آن اهداف را تعیین می‌کند. به طور کلی نظام و نظام‌های اقتصادی به دو دسته تقسیم می‌شوند: اقتصاد متمرکز و برنامه‌ریزی شده و اقتصاد آزاد کشورهای غربی معمولاً دارای اقتصاد آزاد و کشورهای سوسیالیستی دارای اقتصاد متمرکز هستند و اقتصاد آزاد در خلال قرن‌های متمادی آزمایش خود را داده است و براثر ضعف‌هایی که در آن بود، دانشمندان به فکر پی‌ریزی نظام اقتصادی دیگری افتادند. ابتدا اقتصاددانان فرانسه اقتصاد سوسیالیسم را پایه‌گذاری کردند و بعد این نظام به دست مارکس و انگلس تکمیل شد این اقتصاد نیز طی حدود هفتاد سال در کشورهای شرقی به اجرا درآمد و چون نقطه ضعف‌های روشن داشت تدریجاً رو به افول گذاشت.

با صرف‌نظر از تجربه عملی این دو نظام، ما می‌توانیم تفاوت آن‌ها را به این صورت بررسی کنیم که هدف از اقتصاد آزاد، افزایش سود سرمایه‌دار و درآمد ملی است. اقتصاددانان برای رسیدن به این هدف سعی می‌کنند تولید را افزایش دهند و هزینه را کم کنند، و همچنین می‌کوشند برای این‌که هزینه‌ها کم شود از تکنولوژی پیشرفته استفاده کنند.

این نظام دو اشکال اساسی عمومی داشت: یکی این‌که به واسطه کم کردن هزینه و مزد کارگر تعداد زیاد کارگران از حق خودشان محروم می‌شدند و از طرفی به سبب این‌که سرمایه‌ها در دست اقلیتی متراکم می‌شد اختلاف سطح ثروت و اختلاف طبقاتی روزبه‌روز بیشتر می‌شد با صرف‌نظر و صرف‌نظر از این‌که مشکل دیگری هم از نظر متدینین و پیروان ادیان داشت و آن این بود که اصول اخلاقی در این فرایند رعایت نمی‌شد.

به دلیل اشکالاتی که این نظام داشت، اقتصاددانان فرانسه به این فکر افتادند که نظام دیگری را پی‌ریزی کنند که همان نظام سوسیالیسم بود. آن‌ها اشکال اشکال کار را در مالکیت سرمایه‌ها می‌دانستند که باعث باعث تمرکز ثروت در دست یک اقلیت می‌شد ازین جهت به فکر افتادند که سرمایه‌ها را ملی کنند و دیگر اشخاص و افراد مالک سرمایه‌های بزرگ نباشند. شکل حاد و کامل سوسیالیست در کمونیسم جلوه کرد که درپی ملی کردن سرمایه‌ها بوده و مالکیت و به‌طورکلی ملغی کرد اما تجربه هفتاد ساله کشورهای کمونیستی نشان داد که این نظام هم کارایی لازم را ندارد.

به عبارت دیگر، کسانی که مالک سرمایه نبودن انگیزه چندانی برای فعالیت اقتصادی نداشتند، و افزون بر این، دولتی کردن اقتصاد باعث شد نیروهای زیادی صرف کنترل کارها شود و این عمل هزینه سنگینی را ایجاب می‌کرد.

کسانی در این میان به فکر افتادند که راه میانه‌ای را اتخاذ کنند: می‌باید اقتصاد تا حدی آزاد باشد، اما منافع جامعه هم در نظر گرفته شود؛ دولت برای اقتصاد کلان برنامه‌ریزی کند ولی در کارهای جزئی دخالت نکند، و از طرفی هم مالیات‌های مالیات‌های سنگینی از سرمایه‌داران بزرگ بگیرد تا به نفع طبقات محروم جامعه صرف کنند این نوع نظام که گاهی به نام سوسیالیسم دموکراسی نامیده می‌شود، امروز در بسیاری از کشورهای دنیا وجود دارد این نظام هرچند امتیازاتی برای اقتصاد آزاد و اقتصاد سوسیالیسم دارد ولی بازهم بی‌اشکال نیست؛ برای این‌که در این سیستم هم سرمایه‌داران هستند؛ اما آزادی کامل ندارد و همه سود اقتصاد نصیب خود آن‌ها نمی‌شود؛ ولی به‌هرحال برای افزایش سرمایه و افزایش سود از هر وسیله‌ای بهره می‌گیرند. امروز در همین کشورها هم بیکاری و آفت دیگر اقتصادی به چشم می‌خورد.

در مقابل هر سه سیستمی که گفتیم، سیستم اقتصادی دیگری به نام سیستم اقتصاد اسلامی وجود دارد که ویژگی‌های خاص خود را دارد. به نظر ما اقتصاد اسلامی امتیازات هر یک از این سیستم‌ها را دارد به اضافه امتیاز بزرگ دیگری که به شرح آن می‌پردازیم.

مالکیت خصوصی در اسلام پذیرفته شده است تا انگیزه‌ای برای فعالیت اقتصادی وجود داشته باشد، ولی به دست آوردن سرمایه، که معمولاً از سود فعالیت اقتصادی به دست می‌آید، دارای شرایط خاصی است. فعالیت اقتصادی به هر شکل و برای کسب هر نوع سود و درآمدی مجاز نیست بلکه باید در چارچوب شرایط اخلاقی انجام بگیرد. شرایط تولید باید به صورت عادلانه باشد، حق کارگر به طور کامل به او پرداخت شود، نوع کالایی که تولید می‌شود باید به نفع مردم باشد یا دست‌کم ضرری برای جامعه نداشته باشد، و در جریان تولید از تزویر و تخلف و انواع کارهای غیراخلاقی خودداری شود. باید بخش مهمی از سود حاصل از فعالیت اقتصادی به محرومین جامعه اختصاص داده شود، بخش ثابتی که به محرومین تعلق می‌گیرد، در هر نوع فعالیت اقتصادی جاری است و مقدار آن بیست درصد می‌باشد. دولت می‌تواند در شرایط خاص از بعضی از فعالیت اقتصادی که سودهای کلان دارند مالیات‌ها مالیات‌های بیشتری دریافت کند.

بنابراین در این سیستم اقتصادی هیچ‌گاه کالاهایی که به ضرر جسم و روح انسان است تولید نخواهد شد، همچنین در این سیستم صاحب سرمایه حق ندارد از کارگر بیگاری بکشد و مزد را به اندازه‌ای که دلش خواست بدهد. شرایط رفتار باید کاملاً عادلانه و در جهت خیر عموم مردم باشد در این سیستم رباخواری به صورتی که در کشورهای لائیک مطرح است پذیرفته نیست، در این سیستم معمولاً کارگر با صاحب سرمایه در سود شریک و به صورت عادلانه طبق قرارداد از سوی سرمایه بهره‌مند می‌شود.

براساس این سیستم است که بانک‌های اسلامی می‌توانند به صورت بانک‌های غیرربوی عمل کنند یعنی بانک به صورت یک عامل اقتصادی کار می‌کند و سرمایه‌ها را از دیگران جذب کرده و سود حاصل از فعالیت اقتصادی را بین خود و صاحبان سرمایه تقسیم می‌کند؛ برای مثال بانک یک پروژه بزرگ اقتصادی را عهده‌دار می‌شود و با سرمایه‌هایی که مردم در اختیارش گذاشته‌اند آن کار را به پایان ببرد و سود حاصل از بین سود حاصل را بین خود و صاحبان سهام و تقسیم می‌کند.

در این سیستم صاحب سرمایه سود می‌برد اما نه تنها به این دلیل که مدتی سرمایه‌اش را در اختیار دیگری گذاشته است، بلکه به‌جهت سعودی که از فعالیت اقتصادی حاصل شده و شده و او سهم عادلانه‌ای از آن می‌برد.

تفاوت این سیستم با سیستم بانک‌های ربوی در این است که اگر عامل در یک پروژه اقتصادی ضرر کرد یا نفعی حاصل نشد صاحب سرمایه هم در ضرر آن شریک است. البته می‌توانیم ضررها را به صورت دیگری مثلاً در شکل بیمه، جبران کرد که به صاحب سرمایه ضرری نخورد.

به نظر ما این سیستم چند ویژگی ممتاز دارد. امتیاز آن بر نظام سوسیالیستی این است که چون مالکیت شخصی را می‌پذیرد انگیزه فعالیت اقتصادی در جامعه وجود خواهد داشت، و امتیاز آن بر نظام سرمایه‌داری این است که اختلاف طبقات به صورت بی‌حد و حصر به وجود نخواهد آمد و هیچ برد و گروهی در جامعه گرسنه نخواهند ماند و تو راست شرکت‌های تعاونی تولید که در این سیستم فعال هستند باعث می‌شوند که کارگران به واسطه اینکه خود را شریک در سود می‌دانند فعالیت بیشتری کنند با این‌همه، ما امتیاز بزرگ‌تری برای این سیستم قائل هستیم که در قالب اهداف اقتصادی نمی‌گنجد و آن حاکمیت نظام اخلاقی بر فعالیت اقتصادی است؛ یعنی در این سیستم اقتصادی کالاها و خدماتی که به زیان جامعه است تولید نخواهد شد؛ همچنین سرمایه‌داران براساس اصول اخلاقی با کارگران رفتار می‌کند. مکانیزم دیگری نیز در این سیستم وجود دارد که در سیستم‌های اقتصادی دیگر اعم از سوسیالیسم و کاپیتالیسم وجود ندارد و آن این است که پرداختن حقوق محرومان به‌عنوان یک عبادت انجام می‌گیرد و هر کس با اختیار خود به خاطر رضای خدا اینکار را انجام می‌دهد و این درواقع ثمره حکومت دینی است و حکومت حکومت‌های سکولار از این ویژگی محروم اند.

سؤال: بالاخره هرکدام از این سیستم مشکلاتی داشتند و من می‌خواهم سوال کنم که در ایران آیا مصونیتی برای حقوق مردم هست و حقوق مردم چه خواهد شد؟ 

دو نوع است. با توضیحی که دل هر کدام از سیستم‌های سوسیالیسم و کاپیتالیسم حرکت در یک جهت افراط کردند یکی در جهت تولید و دیگری در جهت توزیع. نظامی که بخواهد ضررهای این‌ها را نداشته باشد باید نوعی تعادل بین تولید و توزیع برقرار کند باید سود حاصل از نظام اقتصادی را بین همه مردم به صورت عادلانه تقسیم کرد طبعاً در چنین نظام نظامی سرمایه‌های کلانی برای یک اقلیت جمع نمی‌شود اما این عیبش نیست بلکه این حسن است.

همه می‌دانیم که در برخی از کشورها اقلیت‌هایی هستند که افراد خانواده آن‌ها هرکدام علاوه بر ماشین‌های شخصی، هواپیماهای شخصی هم دارند و در کنار آنان میلیون‌ها مردم هستند که یک وعده غذای کامل هم در روز نمی‌خورند طبعاً طبعاً اگر سود فعالیت‌های اقتصادی به صورت عادلانه تقسیم شود جمعیت‌های میلیونی مردم گرسنه هم سهمی از این بهره‌ها خواهند برد و این چیزی است که ما در نظام جمهوری اسلامی به‌دنبال تحقق آن هستیم و در حدی که شرایط اجازه داده است به موفقیت‌هایی هم نائل شده‌ایم ولی هنوز به آن اهداف عالی و ایده‌آل نرسیده‌ایم و امیدواریم که با ادامه فعالیت و تدریجاً به آن نائل شویم.

سؤال: مسئله بیکاری با توجه به این سیستم در ایران چه جور است؟

دو نکته یکی از وظایف دولت در هر کشوری این است که با سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های خاص اشتغال ایجاد کرده و با بیکاری مبارزه کند در کشورهای دیگر هم دولت‌ها درصدد این مطلب هستند برای این کار یک سلسله قوانین و مقررات داخلی لازم است و یک مقدار شرایط بین‌المللی ما در کشورمان تا آن‌جا که مربوط به وضع قوانین داخلی و اجرای آن‌ها بوده به موفقیت‌های زیادی رسیده‌ایم، اما در شرایط بین‌المللی همیشه در اختیارمان نیست.

شما می‌دانید که جنگ هشت ساله‌ای که بر ما تحمیل شد اجازه اداره اقتصاد سالمی را به ما نمی‌دهد همچنین محاصره اقتصادی که از طرف بعضی از دولت‌های بزرگ نسبت به ایران صورت گرفته است شرایط اقتصادی را برای ما سخت می‌کند شما اطلاع دارید که هر روز طرح جدیدی برای محدود ساختن فعالیت اقتصادی ما از طرف بعضی از کشورهای بزرگ به اجرا درمی‌آید. در این جریان ما، هم از تکنولوژی پیشرفته محروم می‌شویم و هم از فعالیت‌های بزرگ اقتصادی پیر بود اما با توجه به همه این شرایط، وضع بیکاری در کشورمان نگران‌کننده نیست.

سؤال: اگر شرایط بین‌الملل هر روز تغییر کند، شما با مسائل بین‌الملل چه می‌کنید؟

همانگونه که عرض کردم و در شرایط فعلی نمی‌توانیم نظام اقتصادی اسلام را به طور کامل اجرا کنید؛ به خاطر این‌که به هر حال فعالیت‌های اقتصادی در جهان به هم بستگی دارد و همه شرایط خارجی در اختیارمان نیست ما سعی می‌کنیم فعالیت‌های اقتصادی خود را بیشتر با کشورهای انجام دهیم که شرایط ما را می‌پذیرند و افزون بر آن اگر سودی در فعالیت‌های مشترک باشد عاید کشورهایی شود که در محرومیت و ضد استعمار بودن با ما مشترک هستند.

سؤال: این سیستم اقتصادی همیشه بوده یا شما الان برقرار کرده‌اید؟

این سیستم در تئوری اسلامی همیشه وجود داشته، ولی قبل از پیروزی انقلاب، کشور ما هم مثل سایر کشورها دنباله‌رو سیستم‌های غربی بود و ما از زمان پیروزی انقلاب سعی کردیم این سیستم را در کشور پیاده کنیم.

سؤال: همه کشورهای اسلامی از نظر تکنولوژی عقب مانده‌اند اگر روزی نفت تمام شود این مردم چه می‌کنم؟

پاسخ: این‌که بعضی از کشورهای اسلامی رفتاری دارند که با نظام اسلامی سازگار نیست چیزی است که ما هم تأیید می‌کنیم. کشور خودمان هم پیش از پیروزی انقلاب طبق قوانین اسلام عمل نمی‌کرد با این‌که یک کشور به‌اصطلاح اسلامی بود، بنابراین اگر این سیستم در کشوری دقیقاً پیاده شود می‌توان درباره‌اش قضاوت کرد نه این‌که صرفاً اسم اسلام را داشته باشد.

سؤال: در ارتباط با عقب ماندگی آن‌ها چه می‌گوئید؟

عقب‌ماندگی آن‌ها به این دلیل است که به دستورهای اسلام عمل نکرده‌اند.